الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
120
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
و بشمار » . ( 1 ) معاذ گفت : تا پنج شمردم ( يعنى از خلفا ) پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « يزيد ، خداوند يزيد را بركت ندهد . . . » . سپس چشمان آن حضرت اشكبار گرديد . پس حضرت فرمود : « از قتل حسن به من خبر داده شد و تربتش را براى من آوردند و از قاتلش باخبر گشتم . در ميان قومى كشته نشود و آنان از او دفاع ننمايند مگر اينكه خداوند ميان سينهها و قلبهايشان جدايى بيفكند و بدانشان را بر آنان مسلط مىگرداند و آنها را پراكنده سازد . . . » . ( 2 ) سپس آن حضرت فرمود : « آه ! بر فرزندان آل محمد از خليفهاى كه او را بگمارند ، نازپروردهاى كه جانشين مرا مىكشد و جانشين جانشين را . اى معاذ ! نگهدار » . پس وقتى كه به ده رسيدم ، يعنى ده نفر از كسانى كه حكومت را پس از او عهدهدار مىشوند ، فرمود : « وليد « 1 » ، نام فرعون ويرانگر شرايع اسلام است كه فردى از افراد خانوادهاش ، به خون او دست مىيازد و خداوند شمشيرش را بر مىكشد كه غلاف نگردد و مردم با هم مختلف شوند و چنين گردند » ، پس انگشتان خود را به هم پيچيد . ( 3 ) سپس فرمود : « پس از سال يكصد و بيست ، مرگى سريع و قتلى فراگير
--> ( 1 ) « وليد بن يزيد بن عبد الملك بن مروان » ، پادشاه فاسق كه همهء حرمتهاى خدا را هتك نمود و به حج رفت تا بر بام كعبه شراب بنوشد و او بر اين امت از فرعون بر امتش شديدتر بود ، آن گونه كه در حديث است . همو بود كه مصحف را با تير زد و مسلمانان به سبب اظهار الحاد و بدعتها و آشكار كردن فسق ، بر او خشم گرفتند و بر ضد وى شوريدند و او را به قتل رساندند . اين مطلب در تاريخ خلفاء ، ص 250 - 252 آمده است .